طریق فانی کردن اسلام توسط امویان
سلام علیکم
در مطلب قبل رسیدیم به اینکه امویان با اسلام مخالف بودند و در راستای فانی کردن اسلام کوشش می کردند. اما چطور اینکار رو میکردن. اگر مستقیم با اسلام مخالفت میکردن که کسی حرفشون رو نمیپذیرفت
بنابراین از جایی اینکار رو شروع کردن که مورد پذیرش مسلمانها باشه. مسلمانها چی رو قبول داشتن؟
قرآن رو قبول داشتن. سخنان پیغمبر خدا رو به عنوان آورنده و مفسر قرآن قبول داشتن.
بنابراین از (به ظاهر) علمایی استفاده کردن که سخنانی از طرف پیامبر بگن که در جهت مقاصد و منافع امویان باشه و آیات رو جوری تفسیر کنن که کم کم باعث اضمحلال اسلام ناب بشه. (روش اول)
معاویه فهمید که باید از افراد سرشناس در دوره پیامبر استفاده کنه. مثل ابوذر، سلمان، مقداد. اما اینها زیربار حرف معاویه نمیرفتن و حاضر به تحریف قرآن و سخنان پیامبر نبودن. (با ولایت بودن و ماندن خواص جامعه)
پس معاویه رفت سراغ چهره های ناشناخته و ناموجه و سعی کرد با تبلیغات (بخوانید با رسانه و شانتاژ اطلاعات غلط) این چهره ها رو موجه جلوه بده و اونها رو معروف کنه. (به بیان امروزی، سلبریتی سازی کنه) مثل چه کسی؟ مثل کعب الاحبار که حتی پیامبر رو درک نکرده بود. یک ملای یهودی که در زمان خلیفه دوم مسلمان شده بود و حتی یک حدیث از پیغمبر نشنیده بود.
یا ابوهریره که اگر تمام طول شبانه روز هم با پیغمبر بوده باشد، بازهم این همه حدیث نمیتواند نقل کند.
بزرگانی که حقایق تاریخ را بیان نموده اند (مانند سلیم بن قیس) اذعان داشته اند که بزرگترین و بیشترین ضربه را به اسلام همین علمایی زدند که به ظاهر مسلمان، ولی بنده و عبد حکما و خلفا بودند. حضرت آقا ازین تحریف توسط علما، تحت عنوان بلیّه همیشگی یاد کردند. چون الان هم درگیرش هستیم. (امروز امثال صادق شیرازی ها و حسن خمینی ها و…)
پس این علما دقیقا چه میکردند:
1- قرآن را چپه معنی میکردند
2- احادیث جعلی تولید میکردند به این هدف که هم مردم از اسلام ناب فاصله بگیرند و هم اینکه حکومت امویان را مشروع جلوه دهند
3- ورود اسرائیلیات توسط یهودی الأصل هایی مانند کعب الأحبار و پرکردن ذهن مردم و سرگرم کردن آنها به مطالب بیهوده. (در رسانه امروز بیداد میکنه این مدل مطالب)
پس برای از بین بردن اسلام به علمای درباری تمسک کردند (بخوانید روحانیت انگلیسی)
اما روش دیگر آنها که از زمان یزید شروع شد (معاویه بسیار با سیاست حرکت میکرد) روش ارعاب و خشونت بود. واقعه کربلا که مشهور آن است. واقعه حره که جنایت عظیم دستگاه خلافت بود در مدینه.
روش سوم روش تحمیق، تجهیل و استحمار مردم بود. از هر روشی استفاده میکردند تا مردم را در جهل نگه دارند و بر حماقت آنها بیفزایند تا بیعت شان را با فاسق و فاسدی مانند یزید نشکنند. جزئیات عملکردشان را در صفحه 611 کتاب بخوانید.
روش چهارم خارج کردن محبت اهل بیت از دلهای مردم بود. خب این محبت به چه درد میخورد؟ تا محبت نباشد رابطه عملی بوجود نمی آید. در ادامه محبت اطاعت می آید (آیه 31 آل عمران). بنابراین شروع به بدگویی کردند. لعن حضرت امیر المونین علی علیه السلام را رواج دادند. صحابه های نزدیکی مانند عمرو عاص احادیثی میگفتند که دلهای مردم را از حضرت علی و اهل بیتش دور کند. آن زمان چه کسی گمان میکرد چنین صحابه هایی که نزدیک بودند به پیامبر دارند دروغ میگویند.
یا مثلا کسی مثل محمدبن شهاب زهری که معروف به دانش و تقوا بود. ظاهرا هم از مریدان خاندان پیامبر است. اما خلیفه او را تطمیع میکند تا علیه اهل بیت حدیث جعل کند تا محبت و توجه مردم به اهل بیت از دلها خارج شود.
خلاصه آنکه دستگاه رسانه ای امویان کاری کرد که «مردم پست فطرت، دنیّ الطبع و کوچک و بی شخصیت شده بودند». (کاری که الان اینستاگرام و تلگرام و واتساپ و… بامردم میکنند). علت این را حضرت آقا میفرمایند: «نگویید چطور ممکن است در ظرف بیست سال این کار را انجام داد! می شود؛ وقتی که قدرت در دست کسی بود، او میتواند مردم را به صورت فرشتگانی بسازد و می تواند به صورت اهریمنانی بسازد» (در عصر حاضر ما، قدرت رسانه در دست کیست؟ جبهه حق یا جبهه شیطان؟ مردم دارند اهریمن میشوند یا فرشته؟ آیا وقت آن نرسیده که جبهه حق قدرت رسانه را در دست بگیرد؟)
حضرت آقا بسیار زیبا میفرمایند که میلیون ها بشری که به حقیقت پشت کردند، فکر نکنید با حقیقت عناد دارند. خیر، اینها لوح های سفیدی هستند که توسط دستهای قدرتمند عالم نقش و نگار شده اند.
نظام های اجتماعی را به تور ماهیگیری تشبیه میکنند. میفرمایند قدرتها مانند تور ماهیگری هستند. گاهی هزاران یا حتی میلیون ها ماهی را در تور خودشان می اندازند و میکشند یه یک سمتی که خودشان میخواهند. آن وقت آن ماهی ها احساس میکنند خودشان دارند به آن سمت میروند. احساس آزادی میکنند. هیچ احساس اسارت هم نمیکنند. (حکایت رسانه های خارجی امروز)
و در آخر فصل 55 جمله زیبایی میفرمایند: « پس اطاعت از هر نظام اجتماعی باطل و غلط و غیرالهی، عبادت غیر خداست. ولو اسمش هم مسلمان باشد و نمازش را هم بخواند.»
تحلیل: مانند عربستان یا اصلا تمام نظامات اجتماعی/ شبکه های اجتماعی که اصلا مسلمان هم نیستند و در ملأ عام دارند کودک کشی میکنند. ولی چون پلتفرمهایشان بسیار پیشرفته و خوش رنگ و لعاب است، ما حاضر نیستیم از آنها دست بکشیم و خارج شویم. قبول تمام قوانین امنیتی و حقوقی این پلتفرم ها که در ابتدای استفاده آن را تیک میزنیم، یعنی اطاعت از نظام ها/شبکه های اجتماعی باطل، غیر الهی و غلط)
از صفحه 606 تا 615 کتاب رو امروز آوردم و فصل 55 تمام شد.