اصلاح یک ذهنیت غلط
سلام دوباره
همونطور که در پست قبلی گفته بودم، دوره چهارم امامت در حلقه سوم کتاب انسان 250 ساله رو ان شاءالله باهم مرور میکنیم.
دوره چهام امامت که از شروع امامت امام سجاد علیه السلام تا شروع غیبت صغرای امام زمان عجل الله تعالی فرجه هست رو حضرت آقا به سه دوره تقسیم کرده اند.
1- سال 61 هجری یعنی سالی که واقعه عاشورا اتفاق افتاد تا سال 136 هجری یعنی تا پایان خلافت منصور عباسی. یعنی سالهایی که حرکت از نقطه ای آغاز میشود، کیفیت، عمق و گسترش می یابد و اوج میگیرد.
2- از سال 136 تا 202 یا 203 هجری که سال شهادت امام رضاست. این سالها را حضرت آقا فصل محنت ائمه می نامند. اگرچه شیعه گسترش یافته، اما حرکت متوقف می شود. البته از اینجا تلاش و مبارزه ائمه برای بلندمدت آغاز می شود.
3- از سال 204 تا 260 هجری که سال شهادت امام حسن عسکری است. در این سالها ائمه در کنار مبارزه ایدئولوژیک خود در مقابل تحریف ها و کج اندیشی ها، کار درازمدت خود برای ایجاد حکومت و رژیم اسلامی و احیای قرآن و سنت پیامبر را دنبال می نمایند.
اینها مطالب صفحات 589 و 590 کتاب بود.
اما در بخش پنجاه و سوم که از صفحات 591 تا 596 کتاب است، حضرت آقا به اصلاح یک ذهنیت غلط می پردازند. ایشان میفرمایند که مردم فقط یک قسمت از زندگی امام سجاد را خیلی خوب در ذهن دارند و آن وقایع پس از عاشورا، کاروان اسرا، خطبه خوانی امام در دمشق و کوفه و بازگشتن کاروان به مدینه است. اما «به اینجا که می رسد، نوار تاریخ زندگی امام سجاد در ذهن ها دیگر قطع می شود»ص595. ایشان پس از بیان خلاصه ای از وقایع پس از عاشورا تا بازگشت ایشان به مدینه، به این نکته اشاره می کنند که مردم امام سجاد را یک مرد سالخورده و ساکت و مریض، که دائما یا در حال دعا خواندن و یا در حال گریه است می شناسند. امامی که شبها به درب خانه ایتام رفته و قوتی به ایشان می بخشند و هیچ عمل مثبت دیگری از ایشان سراغ ندارند.
اما باید این سوال را از خود بپرسیم، امامی که چنین شور و هیجان مبارزه در دمشق و کوفه از خود نشان داد، پس این شور و هیجان کجا رفت؟ باید گفت امام سجاد در عاشورا مریض بودند و در وقایع پس از آن تا آنجا که به مدینه میرسند جوانی 22 ساله و کاملا سالم بوده اند. پس از عاشورا امام سی و پنج سال به امامت مشغول بودند و در این مدت عملکرد ایشان حتی از یک انسان فوق معمولی هم محال بوده است.
معلوم شد که ما امام سجادِ پس از کربلا را نشناختیم. برای این کار اول باید هدف و خط مشی ایشان را در این سی و پنج سال بشناسیم و بررسی کنیم برای این اهداف ایشان چه اقداماتی انجام داده اند و تا پایان عمر شریفشان تا چه حد در این مسیر پیشرفتند.
برخی از اهداف امام سجاد را حضرت آقا اینگونه بیان می فرمایند: «احیای تفکر درست اسلامی، بازسازی گروه شیعیان، سازماندهی مسلمانان راستین و تعلیم و تربیت آنها، تلطیف جو اختناقی که به وسیله روسای اموی انجام گرفته بود و…»
بسیار مشتاقم بدانم امام سجاد علیه السلام در اصل مبارزات خود چگونه و با چه خط مشی یی عمل نموده اند.
تا مطلب دیگر، حق نگهدارتان.